تبليغاتX
سارای
سارای
اینجا چراغی روشن است
2009/6/17 Maryam
انسانم آرزوست...

2009/6/3 Maryam


كی می دونه توت فرنگیهای وحشی چطورین؟

راسته كه آدم بزرگها رو اذیت می كنن و بچه های كوچیكو می خورن؟

باید رامشون كنیم یا بذاریم در طبیعت زندگی كنن؟

آیاهیچوقت به حمام سونا می رن؟

می تونیم طوری تربیتشون كنیم كه مثل سگ به مهمونها پارس نكنن؟

عقلشون می رسه یا همیشه باید زیرشونو تمیز كنیم؟

می تونیم به جای سگ گله ازشون استفاده كنیم؟

به عنوان سگ نگهبان خونه چی؟

می تونیم بهشون اعتماد كنیم؟

از كجا معلوم كه وحشیگری شون گل نكنه؟

از كجا بدونیم بی خطرن؟

می تونیم با اونا دوست بشیم یا بهتره با میوه های كم خطرتری دوست بشیم؟

مثل تمشك كوهی یا پونه اهلی؟

*به هر حال من بهت گفته باشم ، توت فرنگی وحشی ممكنه هیچوقت اهلی نشه.
                                                                                      

                                                                      شل سیلور استاین

                                                                                               

2009/6/2 Maryam

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و تنهایی و یک

"حس غریب" که به صد عشق و هوس می ارزد...

 

2009/6/1 Maryam
از دوست به یادگار دردی دارم

                                       کان درد به صد هزار درمان ندهم

2009/5/27 Maryam

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی...

.

.

.

امممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!

Click to view full size image

 

 


به همراه معرفی شش کاندیدای ایرانی دختر شایسته کانادا 2009

2280cover2_resize.jpg

آن کدام رویداد است که سالیانه نزدیک به 10 میلیون نفر از سراسر دنیا پای تلویزیون‌هایشان به تماشای آن می‌نشینند و خبرش تمام دنیا را پر می‌کند؟ نه منظورمان مراسم اختتامیه المپیک یا فینال جام جهانی فوتبال نیست که مراسم انتخاب "دوشیزه‌ی عالم" یا همان دختر شایسته‌ی سال است.
حدود نیم قرن پیش در کارخانه‌ی سرگرمی و رویاها، ایالات متحده‌ی آمریکا، بود که این رسم شروع شد که هر سال دخترانی از سراسر ایالت‌ها و سپس کل کشور و سپس کل دنیا انتخاب شوند و عنوان "دختران سال" بگیرند. جالب این‌جاست که با گذشت بیش از نیم قرن و جنجال‌های بسیاری که حول این مراسم بوده این مراسم هنوز پابرجا مانده است. طبیعی است که انتخاب دختران بر اساس زیبایی به مذاق بسیاری از فعالان حقوق زن خوش نیاید اما پس از کوران انقلاب جنسی و به قول بعضی‌ها دوران پست-فمینیسم، این مراسم هنوز پابرجا و محبوب مانده است گرچه دو انشعاب مهم هم داده است و در نتیجه در حال حاضر سه مراسم بین‌المللی بزرگ برای انتخاب دختر شایسته وجود دارد.
این سه را با تلاش برای ترجمه‌ی فارسی می‌توان اینچنین نامید: دختر جهان (Miss World)، دختر عالم (Miss Universe) و دختر زمین (Miss Earth). "دختر عالم" در سال 1951 به این مناسبت تشکیل شد که که یکی از شرکت‌کنندگان در "دختر جهان" حاضر به پوشیدن مایوی شنا نبود و از رقابت‌ها کنار گذاشته شد و این‌جا بود که مراسمی جدید تاسیس شد تا پوشیدن مایو و بیکینی برای شرکت‌کنندگان در آن اجباری نباشد. "دختر زمین" نیز از اختراعات اوایل قرن بیست و یکم و افزایش نگرانی‌های محیط‌زیستی است. برنده‌ی آن در واقع سفیر محیط‌زیستی است که در سراسر دنیا سفر می‌کند و محافظت از محیط زیست را تبلیغ می‌کند. (نمونه‌ی چهارمی به نام "دختر بین‌المللی" (Miss International) نیز هست که بیش از چهل سال سابقه دارد و در سی سال گذشته هر سال در ژاپن برگزار شده است اما به علت بُعد و محبوبیت و شهرت کمتر نمی‌توان آن را همپای سه رقابت بزرگ‌تر دانست).
در جهان قرن بیست و یکم تاکید هر سه‌ی این مراسم‌های بزرگ بر این است که بر خلاف آن‌چه به آن معروف هستند تنها به دنبال زیبایی نیستند و دختر شایسته‌ی سال باید باهوش، باسواد و موقر نیز باشد. دخترهای شایسته تقریبا همیشه تحصیلات دانشگاهی دارند و در ورزش و امور خیریه نیز فعال هستند. در ضمن دخترها پس از انتخاب سفیری بین‌المللی می‌شوند که موضوعاتی مثل کنترل بیماری‌ها، صلح و اطلاع عمومی از بیماری ایدز را تبلیغ و تشویق می‌کنند. بعضی‌ها حتی قدم به فعالیت‌های سیاسی گذاشته‌اند (و البته بعضی‌ها هم سر از آگهی‌های تلویزیونی در می‌آورند!).


»دختران شایسته‌ی ایرانی
عنوان "دختر شایسته" ترجمه‌ای نیست که مترجمان خوش‌ذوق برای این مراسم‌های "خارجی" انتخاب کرده‌اند! در ایران نیز از سال 1344 (1965) انتخاب "دختر شایسته" باب شد و به سرعت بسیار محبوب گشت. آغاز این مسابقه در ایران از ابتکارات مجله‌ی "زن روز" وابسته به موسسه مطبوعاتی-انتشاراتی کیهان بود. یکی از نمونه‌های جالب وقتی بود که در سال 1974، گوگوش به انتخاب مردم به این عنوان گزیده شد. البته این مورد استثنا بود و در سال‌های دیگر دختر شایسته از میان مردمی که از سراسر ایران داوطلبِ شرکت بودند، انتخاب می‌شد.
میترا منصوری، کارگردان ایرانی مقیم هالیفکسِ کانادا، در دهه‌ی 70 میلادی در کرمان زندگی می‌کرده است و با این‌که آن دوره مربوط به سال‌های نوجوانی اوست آن را به خوبی به خاطر می‌آورد. او می‌گوید: "از همه‌ی ایران درخواست می‌دادند و اول 50، 60 نفر انتخاب می‌شدند و عکس‌شان در مجله‌ی زن روز چاپ می‌شد و هفته‌ی بعد از بین آن‌ها 20 نفر و بعد 16 نفر و بعد 12 نفر و همین‌طور تا انتخاب نفر اول. آخرین فینالیست‌ها را در ضمن به اردوی رامسر نیز می‌بردند. علاوه بر دختر شایسته، دختر هوش و دانایی نیز انتخاب می‌شد. دختر شایسته از طرف ایران به مسابقات جهانی می‌رفت".
مراسم دختر شایسته‌ی ایران تا آخرین سال قبل از انقلاب نیز ادامه داشت. ترانه کی‌سر آخرین دختر شایسته‌ی ایرانی بود که در روز 9 مرداد 1357 (چند ماه قبل از انقلاب) در مراسمی در هتل هیلتون تهران این عنوان را از آن خود کرد.
اما یکی از نکات جالب و در ضمن عجیب اینست که علیرغم حرفی که من از خانم منصوری و هزاران نفر دیگر شنیدم هر چه به تاریخ مسابقات دختر شایسته‌ی جهان انتخاب می‌کردم نامی از ایران و ایرانیان نمی‌دیدم. علت این امر اشتباه حافظه‌ی این دوستان نبوده است. نگاه به آرشیو قدیمی روزنامه‌ی کیهان و مجله‌ی زن نشان می‌دهد که آن‌ها هم در آن موقع همین را گزارش کرده بودند. تیتر روی جلد زن روز مورخ 20 مرداد 1354 دختر شایسته‌ی آن سال را روی جلد دارد و نوشته است: "شهره نیک‌پور، برنده مسابقات دختر شایسته ایران در حال سفر به مسابقات ملکه زیبایی جهان".
کمی تحقیقات نشان داد که این هم از آن سوتفاهم‌های مفرح است. در واقع خانم شهره نیک‌پور (و چندین نفر از سایر دختران شایسته که "مقام‌های بین‌المللی" کسب کردند) به قدری کم سن و سال بودند که در بعضی رقابت‌های بین‌المللی برای "دختر نوجوان شایسته‌ی سال" (Miss Teen International) شرکت کردند و فاتح آن شدند. اهمیت و شهرت این رقابت‌ها بسیار پایین‌تر از رقابت‌های اصلی جهانی بود و ارتباطی با آن‌ها نداشت. در ضمن این رقابت‌ها به شکل منظم نبود و دختران شایسته‌ی ایرانی هر سال به یکی از آن‌ها فرستاده می‌شدند و معمولا هم مقام می‌آوردند.


»بعد از انقلاب...
با وقوع انقلاب و روی کار آمدن متعاقب جمهوری اسلامی قاعدتا بساط مراسم دختر شایسته جمع شد. از خانم منصوری نظرش را در این باره می‌پرسم. او می‌گوید: "خوب وقتی کودک بودم این مراسم برای خیلی جذاب بود ولی الان فکر می‌کنم شیوه‌ی امتیاز دادن بسیار بر اساس ویژگی‌های جنسیتی (سکشوآلیته) است و تفکیک آدم‌ها به این شکل خوب نیست". آیا این به این معنی است که ایشان دوست ندارد این رقابت‌ها دوباره در ایران برگزار شود؟ خانم منصوری می‌گوید: "خوب اگر در همه‌ی دنیا هست، در ایران هم باشد بد نیست. اما کل سیستم جهان باید عوض شود تا این ایراد هم از بین برود".
اما بهرحال حضور ایرانی‌ها در مراسم دختر شایسته‌ پس از انقلاب به عنوان مهاجرین در کشورهای غربی ادامه یافت و در واقع تازه در این هنگام و تحت پوشش کشورهای جدیدشان بود که آن‌ها موفق شدند به مقام‌های جهانی در این راه دست پیدا کنند. این روند بخصوص در یکی دو دهه‌ی گذشته بالا گرفت و دختران ایرانی در اروپای غربی و آمریکای شمالی به مقام‌های کشوری و جهانی دست پیدا کردند.
عجیب نیست که کانادا و تورنتو، مرکز زنده‌ترین جامعه‌ی ایرانی خارج از کشور، نقش مهمی در این داستان داشتند و بالاترین مقام در این میان در سال 2003 به نازنین افشین‌جم رسید که در مراسم "دختر جهان" (Miss World) شرکت کرد و نه تنها در کانادا اول شد که در جهان نیز تا فینال پیش رفت و به مقام دوم رسید. نازنین پس از آن به فعالی سیاسی و اجتماعی بدل شد و از جمله علیه اعدام دختری در ایران که هم‌اسم خودش بود (نازنین فاتحی) کارزاری بین‌المللی به راه انداخت. او در تماس با مینا احدی، فعال مشهور ضداعدام در آلمان، حتی موفق شد از کانادا با نازنین فاتحی نیز ارتباط برقرار کند.
پس از نازنین تنها دو سال بعد، در سال 2005، دوباره فردی ایرانی (رامونا امیری) نماینده‌ی کانادا در مسابقات "دختر جهان"‌ شد. همین پارسال نیز سامانتا تاجیک از ریچموند هیل بود که در مسابقات "دختر عالم" (Miss Universe) در کانادا اول شد. جالب‌تر آن‌که سال پیش سحر بی‌نیاز و صحرا خوش‌نوازی از ونکوور نیز در فهرست 20 نفر اول بودند و پائولین رنجبر، دیگر دختر ایرانی از کبک، در رشته‌ی دیگری اول شد. با این حساب از بین 20 نفر اول این مسابقات در سال قبل 3 نفر ایرانی بودند، یعنی رقم باورنکردنی 15 درصد! پس می‌توان گفت 15 درصد دختران زیبای کانادایی، ایرانی‌الاصل هستند! (در حالی که ایرانیان حدود 0.5 درصد جامعه‌ی کانادا را تشکیل می‌دهند).


8530banover_resize.jpg

»مسابقات امسال: باز هم پنج ایرانی
حدود دو هفته‌ی دیگر، ساعت 8 شب، مراسم انتخاب دختر شایسته‌ سال کانادا برای شرکت در مسابقات جهانی "دختر عالم" (Miss Universe) انتخاب می‌شود. این بار نیز از بین 60 نفر فینالیست، 5 نفر ایرانی هستند که از این میان 3 نفر در ایران به دنیا آمده‌اند و 2 نفر متولد کانادا هستند. در ضمن 2 نفر تورنتویی هستند و 3 نفر دیگر از کالگری و ونکوور و وودریل (حومه‌ی مونترال) می‌آیند.
باید ببینیم از بین آن‌ها چند نفر می‌تواند به فهرست 20 نفر اول راه پیدا کند و آیا امکان دارد برای دومین سال پیاپی دختر شایسته‌ی سال در کانادا،‌ ایرانی‌الاصل باشد؟
مراسم دختر شایسته به حق بحث‌های زیادی را پیش می‌آورد. آیا انتخاب آدم‌ها بر اساس ویژگی‌های زیبایی ظاهری، که به قول خانم منصوری اساسا به "سکشوآلیته" مربوط می‌شود، و دادن جوایز بین‌المللی به این سبک کاری شایسته است؟ البته چنانکه گفته شد این مسابقات سعی می‌کنند تاکید کنند که معیار آن‌ها فقط زیبایی نیست اما همه می‌دانند که برندگان این مراسم به عنوان مدل و ملکه‌ی زیبایی (Beauty Pageant) مشهور می‌شوند و فعالیت‌های آن‌ها برای "صلح" و مسائل اجتماعی اغلب جدی نیست و اگر هم جدی می‌شود با گذر از مراسم‌های معمول است (مورد نازنین افشین جم و همچنین دختران شایسته‌ی سال 2002 که به حکم سنگسار آمنه لاوال، زنی از نیجریه، اعتراض کردند به یاد ماندنی است).
بهرحال بحثی "اخلاقی" در مورد این مراسم فرصتی بیشتر می‌طلبد. به عقیده‌ی نگارنده، نگاهی واقع‌گرا و رادیکال حتی اگر بخواهد بنیادهای اخلاقیات جنسی که وجود چنین مراسمی را ممکن می‌سازد، نقد کند آن را به عنوان بخشی از فرهنگ سرگرمی موجود می‌پذیرد.
 

تارا مبین از تورنتو
Tara Mobayen

1732tara.jpg

تارا متولد شیراز است و دبیرستان خود را نیز در این شهر به پایان رسیده است و پس از آن به تورنتو مهاجرت کرده است. او از 17 سالگی کار مدلی را شروع کرده است ودر حال حاضر در دانشگاه تورنتو درسِ زیست‌شناسی انسانی و فیزیک نجومی می‌خواند. او سابقه کسب مقام در شنا و ریاضیات و نقاشی نیز دارد. از سایر علاق او شعر و رقص و پختن کیک است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: دوبی. "مفهوم بالا آوردن سطح اقیانوس برای ایجاد جای زندگی از نظر استراتژیک، اقتصادی و طبیعی معقول است. دوبی بندری بدون مالیات و بهشت خرید برای همه چیز از لباس و لوازم آرایش تا ماشین و لوازم برقی است".
سن: 21 سال
قد: 170 سانتیمتر
 

طناز آل سفر از ونکوور
Tannaz Alesafar

1818tannaz.jpg

طناز متولد تهران است. او دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان معراج به پایان رساند و سپس به کانادا مسافرت کرد. در حال حاضر در رشته‌ی ارتباطات و رسانه‌های عمومی در دانشگاه سیمون فریزر درس می‌خواند. در آینده نیز می‌خواهد فوق لیسانس خود را در ارتباطات بگیرد و در صنعت رسانه‌ و سرگرمی مشغول باشد. او علاقه‌ی بسیاری به ورزش‌هایی همچون فوتبال و بسکتبال دارد. از سایر علاق او شعر، آشپزی، ورزش و رقاصی است. طناز سابقه‌ی حرفه‌ای رقص شکم نیز دارد.
بهترین جایی که تابحال رفته است: مونترال. "ساختار شهر و سبک ساختمان‌ها را دوست دارم".
سن:‌ 24 سال
قد: 178 سانتیمتر
 

سارا ساعی از وودریل (حومه‌ی مونترال)
Sarah Saei

5946sara.jpg

سارا متولد کانادا است و ریشه‌های ایرانی و بلژیکی دارد و خود می‌گوید همین باعث شده به سنت‌های فرهنگی و زبان‌های مختلف علاقمند باشد. یکی از اهداف او در زندگی برابری برای زنان و اقلیت‌ها است. با 19 سال سن او هنوز دبیرستانی است و قرار است سال دیگر به دانشگاه برود.
بهترین جایی که تابحال رفته است: خرابه‌های خط ساحلی مایا در مکزیک
سن: 19 سال
قد: 170 سانتیمتر
 

یاسمین معاونیان
Yasmin Moavenian

7419yasamin.jpg

یاسمین متولد و بزرگ‌شده‌ی یکی از ایرانی‌نشین‌ترین شهرهای کانادا یعنی نورت یورکِ انتاریو است (که چند سال پیش درون تورنتو ادغام شد تا یاسمین هم تورنتویی به حساب بیاید). او از 3 سالگی به مدرسه‌ی فرانسوی تورنتو رفته است و تا دبیرستان در همانجا بوده و به همین علت انگلیسی و فرانسوی را خوب صحبت می‌کند و اسپانیایی نیز می‌داند. او لیسانس خود را در علوم سیاسی و مذهب از دانشگاه تورنتو دریافت کرده است. او اکنون به دانشکده‌ی حقوق وارد شده است و امیدوار است تا سال 2011 وکالت را آغاز کند. از علایق او ورزشِ اسنوبرد، امور خیریه و هنر است.
سن: 24 سال
قد: 170 سانتیمتر
 

ندا درخشان
Neda Derakhshan

6036neda.jpg

ندا متولد ایران است و در 13 سالگی به همراه والدین و 3 برادر کوچکترش به کانادا آمده. خانواده‌ی آن‌ها پس از حدود یک سال زندگی در تورنتو به دلیل شغل پدر به کالگری مهاجرت کرد. ندا در کالگری به دبیرستان رفت و در همان‌جا به کالج رفت و پس از دریافت فوق دیپلم مدیریت بیزینس، در حل حاضر در نهادی مالی کار می‌کند. ندا دوست دارند در آینده‌ی نزدیک سالنی زیبایی افتتاح کند. او علاقمند به رقص، انواع موسیقی، شنا، اسب‌سواری، وقت‌گذرانی با خانواده و دوستان و بخصوص مسافرت است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: کوبا چون دارای بیشترین زیبایی طبیعی است و علاوه بر آن فرهنگ، صداقت، دلخوشی مردم،‌ رقص، غذا، زبان و فضای کلی بینظیرند.
سن: 25 سال
قد: 173 سانتیمتر
 

آیلار مکی
aylar macky

5386aylar.jpg

آیلار متولد تهران و در 9 سالگی به همراه پدر و مادر به كانادا و شهر انتاریو مهاجرت کرد.
خانواده آیلار پس از مدتی به کلگری كوچ كرده و آیلار تحصیلات خودش رو در این شهر ادامه داد.
به زبانهای انگلیسی، فارسی و تركی تسلط كامل دارد و در حال یادگیری زبانهای فرانسوی و ایتالیایی هست. آیلار دانشجوی رشته تجارت بین االمللی با گرایش جامعه شناسی هست و در موسیقی و ورزش هم استعدادهای خودش رو نشان داده و در نوجوانی سه سال متوالی برنده بهترین ورزشكار زن شده است. به ورزش های فوتبال ، والیبال و بسكتبال علاقه دارد و چندین مدال در رشته شنا به دست آورده است. آیلار به موسیقی علاقه زیادی دارد و برای 14 سال هست كه پیانو می نوازد.

سن: 20 سال


4ef675954d58ece8d16771ee8adc368a[1].jpg12.jpg   

 

 

pixel.gifآفتاب: اگر تاكنون تورم واقعی در دستمزد كارگران مدنظر قرار می‌گرفت و به نیروی كار توجه می‌شد، اكنون فاصله سبدفقر هزینه و حقوق دریافتی با خط فقر فاصله فاحشی نداشت.

كمیته حقوق و دستمزد كانون هماهنگی شوراهای اسلامی كار استان تهران اعلام كرد كه نتایج فعالیت‌های كارشناسی این كمیته در دی و بهمن ماه مشخص شده است.

این كمیته اعلام كرده است كه طبق ماده 41 قانون كار جمهوری اسلامی ایران، برای تعیین حداقل دستمزد كارگران، با حضور نمایندگان شورای عالی كار كه یك شورای

سه جانبه متشكل از سه نماینده كارگران و

 

سه نماینده كارفرمایان و سه نماینده دولت است، ‌باید به دو مقوله اساسی سبد هزینه خانوار و اعلام نرخ تورم بانك مركزی توجه شود.

 

در این گزارش در مورد سبد هزینه خانوار آمده است: كمیته دستمزد استان تهران در خصوص میانگین سبد هزینه خانوار ماهیانه برای یك خانواده چهار نفره طبق تحقیقات و بررسی های كارشناسانه مبلغ 469 هزار تومان برآورد كرده است كه یك خانواده ایرانی قادر به ادامه زندگی باشد.

 

در ادامه این گزارش ذكر شده است: بر اساس اعلام بانك مركزی نرخ تورم نیز 8/18 درصد تا آذرماه سال جاری بوده است و علاوه بر آن باید این موضوع كه 8/14 درصد معوقه باقی مانده از دوران جنگ تحمیلی كه با توافق نمایندگان شورای عالی كار در سال 1382 مصوب شد كه طی چهار سال علاوه بر افزایش مزد به كارگران پرداخت شود، نیز مدنظر قرار بگیرد. از سویی دیگر 8/3 درصد تورم معوقه سال 1385 نیز باید در تعیین نرخ دستمزد كارگران مورد توجه قرار گیرد.

 

طبق این گزارش چنانچه تاكنون تورم واقعی در دستمزد مدنظر قرار می‌گرفت و توجه به نیروی كار می‌شد، فاصله سبد20071106_1145844601_.jpg هزینه و حقوق دریافتی با خط فقر فاصله فاحشی نداشت.

همچنین در این گزارش خط فقر 600 هزار و سبد هزینه 469 هزار تومان عنوان شده است.

 

در پایان این گزارش اظهار امیدواری شده است كه مصوبه شورای عالی كار دستمزد برای سال آینده نزدیك به واقعیت‌ها بوده و رضایت مندی نیروی كار را به دنبال خود داشته باشد.



 

----------------------------------------------------

۱۴ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر زندگی می‌کنند

در حالی که عبدالرضا مصری، وزیر رفاه اعلام کرده که خط فقر شدید در کشور وجود ندارد و قدرت خرید مردم افزایش یافته است، رضا ثروتی، نماینده بجنورد در مجلس اعلام کرد که در حال حاضر، ۱۴ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

روز دوشنبه، بیست و سوم دی‌ماه، دومین مجلس کارگری ایران، با حضور نمایندگان عضو فراکسیون کارگری مجلس، مسئولان خانه کارگر و فعالان کارگری، در محل قبلی مجلس شورای اسلامی تشکیل شد. موسی رضا ثروتی، نماینده مجلس، در این جلسه اعلام کرد: «جای تاسف است که بگویم ۱۰ میلیون نفری که زیر خط فقر بودند در حال حاضر به ۱۴ میلیون نفر افزایش یافته‌اند». این در حالی است که پژوهشگران تعداد افراد زیر خط فقر را بیش از این دانسته و تخمین می‌زنند که تا ۲۰ میلیون نفر در ایران، زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

 

آخرین آمار رسمی مربوط به خط فقر در سال ۱۳۸۳ و از سوی وزارت رفاه ۱۰ میلیون نفر اعلام شد. از آن تاریخ تا کنون، دولت هیچ آمار رسمی‌ای در این مورد ارائه نداده است. این در حالی است که وظیفه دولت است تا هر سال رسما خط فقر را اعلام کند.

پنج معیار جهانی برای تعیین خط فقر عبارتند از : سلامت، آموزش، اشتغال، توانمندسازی و غذا. اعلام تعداد ۱۴ میلیون نفر زیر خط فقر در حالی است که برخی از کارشناسان معتقدند برای ایران باید خط گرسنگی را در نظر گرفت نه خط فقر؛ یعنی تعداد کسانی که از میان این پنج عامل به هیچ‌یک دسترسی کافی نداشته و میزان تغذیه آنان نیز کمتر از معیارهای جهانی است.

علی دهقان، روزنامه‌نگار اقتصادی مقیم ایران، در این مورد چنین می‌گوید: «در ایران حداقل حقوقی که دولت برای کارگران در سال ۱۳۸۷  تعریف کرده است، معادل دویست و نوزده هزار تومان است. اما از این‌طرف خط فقر به یک میلیون تومان نزدیک شده است، یعنی چیزی بین ۶۵۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان. کارشناسان آگاه براین باورند که حداقلش ۷۸۰ هزار تومان است. حالا شما مقایسه کنید: حداقل حقوق کارگران دویست و نوزده هزار تومان تا ۷۸۰ هزار تومان. این فاصله یک فاصله‌ی خیلی عمیقی است که خط فقر شدیدی را در ایران به رخ می‌کشد. البته دولتی‌ها معتقدند که خط فقر نداریم. من فکر می‌کنم باید به آنها حق داد که این را نپذیرند. چون آن‌قدر ماجرای فقر در ایران فاحش شده است که دولتی‌ها بهتر دیده‌اند در موردش صحبت نکنند یا از مطلب گریز داشته باشند. اما همان‌طور که دبیر خانه‌ی کارگر در ایران معتقد است، دیگر باید به‌جای خط فقر، خط گرسنگی تعریف بکنیم و این نشان‌دهنده‌ی یک بحران است».

دهقان مهم‌ترین عامل بالارفتن خط فقر را بیکاری می‌داند و معتقد است، به‌دلیل عدم برنامه‌ریزی دولت در بخش صنایع مولد، این صنایع در حال ورشکستگی هستند و ورشکستگی صنایع نیز بیکاری را به دنبال دارد و بیکاری، فقر را در پی خواهد داشت. او می‌گوید: «می‌شود گفت که اقتصاد ایران دارد روزهای خیلی خاصی را تجربه می‌کند. بیش از ۱۷۰ هزار میلیارد تومان یا معادل دلاری‌اش ۱۷۰ میلیارد دلار، نقدینگی غیرمولد در اقتصاد کشور وجود دارد. اما از آن‌طرف، صنایع صدایشان به آسمان بلند شده و از وضعیت بحرانی شکوائیه دارند و این یک واقعیت است.  به‌رغم این‌که ۱۷۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی غیرمولد در کشور وجود دارد، اما صنایع به دلیل نداشتن نقدینگی دچار شرایط بحرانی‌ شده‌اند و ورشکستگی صنایع و تعطیلی آنها الان دارد اتفاق می‌افتد. صنایع هم وقتی تعطیل می‌شوند، اولین اتفاقی که می‌افتد گسترش بیکاری‌ست. گسترش بیکاری هم یکی از مولفه‌هایی‌ست که باعث بالارفتن خط فقر می‌شود».

در این میان، اصرار دولت احمدی‌نژاد برای حذف یارانه‌ها و ارائه نقدی آنها به اقشار کم‌درآمد، اقتصاددانان را بیش از پیش مضطرب کرده‌است. بنا به گفته‌ی معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، در بودجه سال ۱۳۸۸ قرار است ۱۰ هزار میلیارد تومان از یارانه انرژی حذف شده و ۷ هزار میلیارد آن در اختیار دولت قرار گیرد. مابقی نیز بین اقشار کم‌درآمد توزیع شود. برخی از کارشناسان اقتصادی این امر را «بزرگ‌ترشدن جیب دولت» نامیده و نتیجه آن را افزایش انفجاری تورم می‌دانند. این در حالی است که احمدی‌نژاد تایید کرده که بعد از حذف یارانه‌ها تا ۱۸ ماه، جهش قیمت وجود خواهد داشت اما بعد از آن تورم مستهلک می‌شود. رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس اما می‌گوید این انفجار قیمت‌ها بین ۳ تا ۵ سال به طول خواهد انجامید.

در مورد تقسیم یارانه‌ها بین مردم نیز علی دهقان معتقد است، حتی در صورت عملی‌بودن این کار، باز هم دردی از تورم ۳۰ درصدی درمان نخواهد شد: «الان خط فقر در ایران طبق اعلام شورای عالی مزد، ۶۵۰ هزار تومان است، البته کارشناسان رقم واقعی آن را ۷۸۰ هزار تومان می‌دانند. این ارقامی که من می‌گویم البته مال چندین ماه قبل است. بدون شک الان می‌شود مدعی بود که خط فقر روی یک میلیون تومان ایستاده است. حالا شما خودتان در نظر بگیرید، ماهانه می‌خواهند بین ۱۹ تا ۴۰ هزار تومان در بهترین حالت، یارانه‌ی نقدی به مردم بدهند. اما از آن‌طرف قیمت‌ها جهش خیلی بزرگی را تجربه خواهند کرد. وقتی خط فقر یک میلیون تومان است و قیمت‌ها هم قرار است به‌واسطه‌ی نقدی‌شدن یارانه‌ها، یک پرتاب خیلی بزرگی را تجربه کنند، اصلا آیا به نظر شما ۱۹ تا ۴۰ هزار تومان درآمدی که قرار است هرماه به مردم تزریق بشود، می‌تواند جوابگوی این قضیه باشد؟ من فکر می‌کنم که این نوعی طنز است و ما باید بدون شک منتظر گرانی افسارگسیخته، بعد از نقدی‌شدن یارانه‌ها باشیم».

موید حسینی صدر، عضو هیئت رئیسه کمیسیون انرژی مجلس، پس از اعلام دولت مبنی بر حذف یارانه انرژی در سال آینده اعلام کرد، در این صورت قیمت حامل‌های انرژی در سال ۱۳۸۸ از ۴ تا ۱۰ برابر افزایش خواهد یافت.

2009/5/25 Maryam

 

2009/5/23 Maryam

 

ای ساربان ای کاروان، لیلای من کجا میبری

با بردن لیلای من، جان و دل مرا میبری

ای ساربان کجا می روی، لیلای من کجا می بری

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان بر پا بود، این عشق ما بماند بجا

 

ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری

ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری

 

تمامی دینم به دنیای فانی، شراره عشقی که شد زندگانی

به یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوز عشقی خوشا زندگانی

همیشه خدایا محبت دلها، به دلها بماند بسان دل ما

که لیلی و مجنون فسانه شود، حکایت ما جاودانه شود

تواکنون زعشقم گریزانی، غمم را زچشمم نمی خوانی

از این غم چه حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه غم، گل هستیم را بچین وبرو

که هستم من آن تک درختی، که درپای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته

 

ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری

ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری

مشاهده

 
 
 
http://myup.ir/files/uvzg3f5md771z8ydc7bg.jpg


این عکس درست در لحظه‌ای که این کودک با گذاشتن سمعک برای نخسین بار صدایی می‌شنو گرفته شده است. چشمان کودک و صورت او عکسی ماندگار و مشهور ساخته است.

درباره وبلاگ

اشک رازیست

لبخند رازیست

عشق رازیست

اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ