به همراه معرفی شش کاندیدای ایرانی دختر شایسته کانادا 2009
آن کدام رویداد است که سالیانه نزدیک به 10 میلیون نفر از سراسر دنیا پای تلویزیونهایشان به تماشای آن مینشینند و خبرش تمام دنیا را پر میکند؟ نه منظورمان مراسم اختتامیه المپیک یا فینال جام جهانی فوتبال نیست که مراسم انتخاب "دوشیزهی عالم" یا همان دختر شایستهی سال است.
حدود نیم قرن پیش در کارخانهی سرگرمی و رویاها، ایالات متحدهی آمریکا، بود که این رسم شروع شد که هر سال دخترانی از سراسر ایالتها و سپس کل کشور و سپس کل دنیا انتخاب شوند و عنوان "دختران سال" بگیرند. جالب اینجاست که با گذشت بیش از نیم قرن و جنجالهای بسیاری که حول این مراسم بوده این مراسم هنوز پابرجا مانده است. طبیعی است که انتخاب دختران بر اساس زیبایی به مذاق بسیاری از فعالان حقوق زن خوش نیاید اما پس از کوران انقلاب جنسی و به قول بعضیها دوران پست-فمینیسم، این مراسم هنوز پابرجا و محبوب مانده است گرچه دو انشعاب مهم هم داده است و در نتیجه در حال حاضر سه مراسم بینالمللی بزرگ برای انتخاب دختر شایسته وجود دارد.
این سه را با تلاش برای ترجمهی فارسی میتوان اینچنین نامید: دختر جهان (Miss World)، دختر عالم (Miss Universe) و دختر زمین (Miss Earth). "دختر عالم" در سال 1951 به این مناسبت تشکیل شد که که یکی از شرکتکنندگان در "دختر جهان" حاضر به پوشیدن مایوی شنا نبود و از رقابتها کنار گذاشته شد و اینجا بود که مراسمی جدید تاسیس شد تا پوشیدن مایو و بیکینی برای شرکتکنندگان در آن اجباری نباشد. "دختر زمین" نیز از اختراعات اوایل قرن بیست و یکم و افزایش نگرانیهای محیطزیستی است. برندهی آن در واقع سفیر محیطزیستی است که در سراسر دنیا سفر میکند و محافظت از محیط زیست را تبلیغ میکند. (نمونهی چهارمی به نام "دختر بینالمللی" (Miss International) نیز هست که بیش از چهل سال سابقه دارد و در سی سال گذشته هر سال در ژاپن برگزار شده است اما به علت بُعد و محبوبیت و شهرت کمتر نمیتوان آن را همپای سه رقابت بزرگتر دانست).
در جهان قرن بیست و یکم تاکید هر سهی این مراسمهای بزرگ بر این است که بر خلاف آنچه به آن معروف هستند تنها به دنبال زیبایی نیستند و دختر شایستهی سال باید باهوش، باسواد و موقر نیز باشد. دخترهای شایسته تقریبا همیشه تحصیلات دانشگاهی دارند و در ورزش و امور خیریه نیز فعال هستند. در ضمن دخترها پس از انتخاب سفیری بینالمللی میشوند که موضوعاتی مثل کنترل بیماریها، صلح و اطلاع عمومی از بیماری ایدز را تبلیغ و تشویق میکنند. بعضیها حتی قدم به فعالیتهای سیاسی گذاشتهاند (و البته بعضیها هم سر از آگهیهای تلویزیونی در میآورند!).
»دختران شایستهی ایرانی
عنوان "دختر شایسته" ترجمهای نیست که مترجمان خوشذوق برای این مراسمهای "خارجی" انتخاب کردهاند! در ایران نیز از سال 1344 (1965) انتخاب "دختر شایسته" باب شد و به سرعت بسیار محبوب گشت. آغاز این مسابقه در ایران از ابتکارات مجلهی "زن روز" وابسته به موسسه مطبوعاتی-انتشاراتی کیهان بود. یکی از نمونههای جالب وقتی بود که در سال 1974، گوگوش به انتخاب مردم به این عنوان گزیده شد. البته این مورد استثنا بود و در سالهای دیگر دختر شایسته از میان مردمی که از سراسر ایران داوطلبِ شرکت بودند، انتخاب میشد.
میترا منصوری، کارگردان ایرانی مقیم هالیفکسِ کانادا، در دههی 70 میلادی در کرمان زندگی میکرده است و با اینکه آن دوره مربوط به سالهای نوجوانی اوست آن را به خوبی به خاطر میآورد. او میگوید: "از همهی ایران درخواست میدادند و اول 50، 60 نفر انتخاب میشدند و عکسشان در مجلهی زن روز چاپ میشد و هفتهی بعد از بین آنها 20 نفر و بعد 16 نفر و بعد 12 نفر و همینطور تا انتخاب نفر اول. آخرین فینالیستها را در ضمن به اردوی رامسر نیز میبردند. علاوه بر دختر شایسته، دختر هوش و دانایی نیز انتخاب میشد. دختر شایسته از طرف ایران به مسابقات جهانی میرفت".
مراسم دختر شایستهی ایران تا آخرین سال قبل از انقلاب نیز ادامه داشت. ترانه کیسر آخرین دختر شایستهی ایرانی بود که در روز 9 مرداد 1357 (چند ماه قبل از انقلاب) در مراسمی در هتل هیلتون تهران این عنوان را از آن خود کرد.
اما یکی از نکات جالب و در ضمن عجیب اینست که علیرغم حرفی که من از خانم منصوری و هزاران نفر دیگر شنیدم هر چه به تاریخ مسابقات دختر شایستهی جهان انتخاب میکردم نامی از ایران و ایرانیان نمیدیدم. علت این امر اشتباه حافظهی این دوستان نبوده است. نگاه به آرشیو قدیمی روزنامهی کیهان و مجلهی زن نشان میدهد که آنها هم در آن موقع همین را گزارش کرده بودند. تیتر روی جلد زن روز مورخ 20 مرداد 1354 دختر شایستهی آن سال را روی جلد دارد و نوشته است: "شهره نیکپور، برنده مسابقات دختر شایسته ایران در حال سفر به مسابقات ملکه زیبایی جهان".
کمی تحقیقات نشان داد که این هم از آن سوتفاهمهای مفرح است. در واقع خانم شهره نیکپور (و چندین نفر از سایر دختران شایسته که "مقامهای بینالمللی" کسب کردند) به قدری کم سن و سال بودند که در بعضی رقابتهای بینالمللی برای "دختر نوجوان شایستهی سال" (Miss Teen International) شرکت کردند و فاتح آن شدند. اهمیت و شهرت این رقابتها بسیار پایینتر از رقابتهای اصلی جهانی بود و ارتباطی با آنها نداشت. در ضمن این رقابتها به شکل منظم نبود و دختران شایستهی ایرانی هر سال به یکی از آنها فرستاده میشدند و معمولا هم مقام میآوردند.
»بعد از انقلاب...
با وقوع انقلاب و روی کار آمدن متعاقب جمهوری اسلامی قاعدتا بساط مراسم دختر شایسته جمع شد. از خانم منصوری نظرش را در این باره میپرسم. او میگوید: "خوب وقتی کودک بودم این مراسم برای خیلی جذاب بود ولی الان فکر میکنم شیوهی امتیاز دادن بسیار بر اساس ویژگیهای جنسیتی (سکشوآلیته) است و تفکیک آدمها به این شکل خوب نیست". آیا این به این معنی است که ایشان دوست ندارد این رقابتها دوباره در ایران برگزار شود؟ خانم منصوری میگوید: "خوب اگر در همهی دنیا هست، در ایران هم باشد بد نیست. اما کل سیستم جهان باید عوض شود تا این ایراد هم از بین برود".
اما بهرحال حضور ایرانیها در مراسم دختر شایسته پس از انقلاب به عنوان مهاجرین در کشورهای غربی ادامه یافت و در واقع تازه در این هنگام و تحت پوشش کشورهای جدیدشان بود که آنها موفق شدند به مقامهای جهانی در این راه دست پیدا کنند. این روند بخصوص در یکی دو دههی گذشته بالا گرفت و دختران ایرانی در اروپای غربی و آمریکای شمالی به مقامهای کشوری و جهانی دست پیدا کردند.
عجیب نیست که کانادا و تورنتو، مرکز زندهترین جامعهی ایرانی خارج از کشور، نقش مهمی در این داستان داشتند و بالاترین مقام در این میان در سال 2003 به نازنین افشینجم رسید که در مراسم "دختر جهان" (Miss World) شرکت کرد و نه تنها در کانادا اول شد که در جهان نیز تا فینال پیش رفت و به مقام دوم رسید. نازنین پس از آن به فعالی سیاسی و اجتماعی بدل شد و از جمله علیه اعدام دختری در ایران که هماسم خودش بود (نازنین فاتحی) کارزاری بینالمللی به راه انداخت. او در تماس با مینا احدی، فعال مشهور ضداعدام در آلمان، حتی موفق شد از کانادا با نازنین فاتحی نیز ارتباط برقرار کند.
پس از نازنین تنها دو سال بعد، در سال 2005، دوباره فردی ایرانی (رامونا امیری) نمایندهی کانادا در مسابقات "دختر جهان" شد. همین پارسال نیز سامانتا تاجیک از ریچموند هیل بود که در مسابقات "دختر عالم" (Miss Universe) در کانادا اول شد. جالبتر آنکه سال پیش سحر بینیاز و صحرا خوشنوازی از ونکوور نیز در فهرست 20 نفر اول بودند و پائولین رنجبر، دیگر دختر ایرانی از کبک، در رشتهی دیگری اول شد. با این حساب از بین 20 نفر اول این مسابقات در سال قبل 3 نفر ایرانی بودند، یعنی رقم باورنکردنی 15 درصد! پس میتوان گفت 15 درصد دختران زیبای کانادایی، ایرانیالاصل هستند! (در حالی که ایرانیان حدود 0.5 درصد جامعهی کانادا را تشکیل میدهند).
»مسابقات امسال: باز هم پنج ایرانی
حدود دو هفتهی دیگر، ساعت 8 شب، مراسم انتخاب دختر شایسته سال کانادا برای شرکت در مسابقات جهانی "دختر عالم" (Miss Universe) انتخاب میشود. این بار نیز از بین 60 نفر فینالیست، 5 نفر ایرانی هستند که از این میان 3 نفر در ایران به دنیا آمدهاند و 2 نفر متولد کانادا هستند. در ضمن 2 نفر تورنتویی هستند و 3 نفر دیگر از کالگری و ونکوور و وودریل (حومهی مونترال) میآیند.
باید ببینیم از بین آنها چند نفر میتواند به فهرست 20 نفر اول راه پیدا کند و آیا امکان دارد برای دومین سال پیاپی دختر شایستهی سال در کانادا، ایرانیالاصل باشد؟
مراسم دختر شایسته به حق بحثهای زیادی را پیش میآورد. آیا انتخاب آدمها بر اساس ویژگیهای زیبایی ظاهری، که به قول خانم منصوری اساسا به "سکشوآلیته" مربوط میشود، و دادن جوایز بینالمللی به این سبک کاری شایسته است؟ البته چنانکه گفته شد این مسابقات سعی میکنند تاکید کنند که معیار آنها فقط زیبایی نیست اما همه میدانند که برندگان این مراسم به عنوان مدل و ملکهی زیبایی (Beauty Pageant) مشهور میشوند و فعالیتهای آنها برای "صلح" و مسائل اجتماعی اغلب جدی نیست و اگر هم جدی میشود با گذر از مراسمهای معمول است (مورد نازنین افشین جم و همچنین دختران شایستهی سال 2002 که به حکم سنگسار آمنه لاوال، زنی از نیجریه، اعتراض کردند به یاد ماندنی است).
بهرحال بحثی "اخلاقی" در مورد این مراسم فرصتی بیشتر میطلبد. به عقیدهی نگارنده، نگاهی واقعگرا و رادیکال حتی اگر بخواهد بنیادهای اخلاقیات جنسی که وجود چنین مراسمی را ممکن میسازد، نقد کند آن را به عنوان بخشی از فرهنگ سرگرمی موجود میپذیرد.
تارا مبین از تورنتو
Tara Mobayen
تارا متولد شیراز است و دبیرستان خود را نیز در این شهر به پایان رسیده است و پس از آن به تورنتو مهاجرت کرده است. او از 17 سالگی کار مدلی را شروع کرده است ودر حال حاضر در دانشگاه تورنتو درسِ زیستشناسی انسانی و فیزیک نجومی میخواند. او سابقه کسب مقام در شنا و ریاضیات و نقاشی نیز دارد. از سایر علاق او شعر و رقص و پختن کیک است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: دوبی. "مفهوم بالا آوردن سطح اقیانوس برای ایجاد جای زندگی از نظر استراتژیک، اقتصادی و طبیعی معقول است. دوبی بندری بدون مالیات و بهشت خرید برای همه چیز از لباس و لوازم آرایش تا ماشین و لوازم برقی است".
سن: 21 سال
قد: 170 سانتیمتر
طناز آل سفر از ونکوور
Tannaz Alesafar
طناز متولد تهران است. او دورهی متوسطهی خود را در دبیرستان معراج به پایان رساند و سپس به کانادا مسافرت کرد. در حال حاضر در رشتهی ارتباطات و رسانههای عمومی در دانشگاه سیمون فریزر درس میخواند. در آینده نیز میخواهد فوق لیسانس خود را در ارتباطات بگیرد و در صنعت رسانه و سرگرمی مشغول باشد. او علاقهی بسیاری به ورزشهایی همچون فوتبال و بسکتبال دارد. از سایر علاق او شعر، آشپزی، ورزش و رقاصی است. طناز سابقهی حرفهای رقص شکم نیز دارد.
بهترین جایی که تابحال رفته است: مونترال. "ساختار شهر و سبک ساختمانها را دوست دارم".
سن: 24 سال
قد: 178 سانتیمتر
سارا ساعی از وودریل (حومهی مونترال)
Sarah Saei
سارا متولد کانادا است و ریشههای ایرانی و بلژیکی دارد و خود میگوید همین باعث شده به سنتهای فرهنگی و زبانهای مختلف علاقمند باشد. یکی از اهداف او در زندگی برابری برای زنان و اقلیتها است. با 19 سال سن او هنوز دبیرستانی است و قرار است سال دیگر به دانشگاه برود.
بهترین جایی که تابحال رفته است: خرابههای خط ساحلی مایا در مکزیک
سن: 19 سال
قد: 170 سانتیمتر
یاسمین معاونیان
Yasmin Moavenian
یاسمین متولد و بزرگشدهی یکی از ایرانینشینترین شهرهای کانادا یعنی نورت یورکِ انتاریو است (که چند سال پیش درون تورنتو ادغام شد تا یاسمین هم تورنتویی به حساب بیاید). او از 3 سالگی به مدرسهی فرانسوی تورنتو رفته است و تا دبیرستان در همانجا بوده و به همین علت انگلیسی و فرانسوی را خوب صحبت میکند و اسپانیایی نیز میداند. او لیسانس خود را در علوم سیاسی و مذهب از دانشگاه تورنتو دریافت کرده است. او اکنون به دانشکدهی حقوق وارد شده است و امیدوار است تا سال 2011 وکالت را آغاز کند. از علایق او ورزشِ اسنوبرد، امور خیریه و هنر است.
سن: 24 سال
قد: 170 سانتیمتر
ندا درخشان
Neda Derakhshan
ندا متولد ایران است و در 13 سالگی به همراه والدین و 3 برادر کوچکترش به کانادا آمده. خانوادهی آنها پس از حدود یک سال زندگی در تورنتو به دلیل شغل پدر به کالگری مهاجرت کرد. ندا در کالگری به دبیرستان رفت و در همانجا به کالج رفت و پس از دریافت فوق دیپلم مدیریت بیزینس، در حل حاضر در نهادی مالی کار میکند. ندا دوست دارند در آیندهی نزدیک سالنی زیبایی افتتاح کند. او علاقمند به رقص، انواع موسیقی، شنا، اسبسواری، وقتگذرانی با خانواده و دوستان و بخصوص مسافرت است.
بهترین جایی که تابحال رفته است: کوبا چون دارای بیشترین زیبایی طبیعی است و علاوه بر آن فرهنگ، صداقت، دلخوشی مردم، رقص، غذا، زبان و فضای کلی بینظیرند.
سن: 25 سال
قد: 173 سانتیمتر
آیلار مکی
aylar macky
آیلار متولد تهران و در 9 سالگی به همراه پدر و مادر به كانادا و شهر انتاریو مهاجرت کرد.
خانواده آیلار پس از مدتی به کلگری كوچ كرده و آیلار تحصیلات خودش رو در این شهر ادامه داد.
به زبانهای انگلیسی، فارسی و تركی تسلط كامل دارد و در حال یادگیری زبانهای فرانسوی و ایتالیایی هست. آیلار دانشجوی رشته تجارت بین االمللی با گرایش جامعه شناسی هست و در موسیقی و ورزش هم استعدادهای خودش رو نشان داده و در نوجوانی سه سال متوالی برنده بهترین ورزشكار زن شده است. به ورزش های فوتبال ، والیبال و بسكتبال علاقه دارد و چندین مدال در رشته شنا به دست آورده است. آیلار به موسیقی علاقه زیادی دارد و برای 14 سال هست كه پیانو می نوازد.
سن: 20 سال
به گزارش آفتاب، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با کمیته ایثارگران ستاد میرحسین موسوی با اشاره به جمع حاضر گفت: «خوشحالم که در جمع شما عزیزانی هستم که در عرصه دفاع مقدس نقش والایی داشتید. شما افرادی دلسوز برای نظام و جامعه هستید که به خاطر یک هدف مقدس دور هم جمع شدهاید».
وی افزود: «ما انقلاب بزرگی داشتهایم که که دوست و دشمن به عظمت آن اعتراف می کنند انقلابی که متکی به سلاح نبود و تنها سلاحش منطق و بیان بود و نیروی موثر آن خود مردم بودند».
به گفته رئیس جمهورسابق کشورمان، انقلاب ما بازوی نظامی و قدرت سرکوب نداشت. بلکه با آگاه کردن مردم و برانگیختن احساس وظیفه در درون ملت امواج خروشانی به وجود آورد و انقلاب عمق یافت تا جمهوری اسلامی که حاصل آن تلاش ها بود بوجود آمد».
رییس بنیاد باران در ادامه گفت: «اگر کسی شایسته سخن گفتن از جامعه انقلابی،
اخلاقی یا مدنی باشد شما هستید که جان و مال خود را فدای این انقلاب کردید».
وی گفت: «انقلاب یک پدیده جدید و به معنی یک حرکت طوفانی تودهای برای از بین بردن یک نظام و به وجود آوردن یک نظام دیگر و یک امر جدید در جوامع بشری است».
خاتمی ادامه داد: «به عبارتی هر انقلاب یک وجه سلبی دارد و یک وجه اثباتی؛ اگر یک حرکتی تنها وجه سلبی داشته باشد آنگاه یک شورش است بدون این که گردانندگان آن بدانند این به هم ریختن چه سرانجامی دارد».
رییس جمهور سابق کشورمان یادآور شد: «انقلاب ما نه تنها یه طرح ایجابی در کنار نفی وضع حاکم داشت بلکه تلاش کرد طرح خود را به سرعت پیاده کند. کاری که در دیگر انقلابها یا اصلا نبود یا به این سرعت نبود. گاهی برخی انقلابها تا بیست سال بعد و بیشتر هم در همان وضع سلبی میماندند و کشور به وسیله ضوابطی که یک شورای انقلاب مشخص میکرد اداره میشد اما در انقلاب ما خیلی زود طرح اثباتی آن پیاده شد».
خاتمی با تاکید براینکه «امام هیچ وقت حرکتهای مسلحانه را حتی با نیتهای خیرخواهانه تایید نکرد»، اظها رداشت: «امام راحل در انقلاب بر بیداری و آگاه کردن مردم تاکید داشت یعنی همان روشی که خداوند در قرآن به انبیا توصیه کرده است».
وی افزود: «پیامبران نمیتوانند با زور حتی عدالت را برپا کنند بلکه مردم آگاه شده و مصمم بر پاکننده عدالت خواهند بود و منش امام پیامبرانه بود. او با بیان و ارشاد و فداکاریهای خود مردم را آگاه کرد و با اتکا به رای مردم نظام جمهوری اسلامی را مستقر کرد و قانون اساسی نیز با رای مردم و تصویب آنان به وجود آمد».

خاتمی با بیاناینکه «امام
تلاش کرد که حکومت را به مردم بسپارد»، اظهار داشت: «نظام ما نظامی است که بر اساس دیدگاههای حضرت امام باید رهبر آن را هم مردم انتخاب کنند چه برسد به رییس جمهور و سایر مسوولان آن واین یعنی جمهوری واقعی».
وی تصریح کرد: «البته مردم ما مسلمان هستند و قطعا جمهوری ما بر اساس اسلام خواهد بود».
رئیس جمهور سابق کشورمان ادامه داد: «بعد از امام عدهای که حرکتهای امام را انحرافی میدانستند و با انقلاب هم هیچ میانهای نداشتند و تلاش کردند خود را به عنوان ایدئولوگ انقلاب معرفی کنند میخواستند حتی دلسوزان و معتقدان واقعی به انقلاب و امام را نیز حذف کنند».
وی ادامه داد: «این افراد هر چند که تا کنون پیروز نشدهاند و هنوز هم در راس نظام و مسوولین بلندپایه نظام ما کسانی قرار دارند که شاگردان امام هستند. اما برخی تلاش میکنند که ساختارها را طوری کنند که طرفداران امام و دلسوزان انقلاب حذف شوند».
وی با طرحاین پرسش که آیا جامعه ما انقلابی باید بماند؟ گفت: «جامعه ما باید انقلابی بماند البته این به مفهوم آن نیست که وجه سلبی انقلاب باقی بماند بلکه باید همچنان به دنبال وجه ایجابی انقلاب باشیم یعنی بکوشیم به اهداف و آرمانهایی که انقلاب و مردم داشتند برسیم».
خاتمی تاکید کرد: «رسالت من و شما این است که یک الگوی موفق از نظام جمهوری اسلامی به جهان ارائه کنیم. نظامی که در عین داشتن تمام مزایای نظامهای دیگر دنیا مزایای دیگری هم داشته باشد. فضائلی داشته باشد که آنها ندارند».
وی یکی از شاخصههایاین الگو را «حاکمیت اخلاق در جامعه» عنوان کرد و افزود: «نظام اسلامی باید نظامی باشد که در همه عرصهها برتری خود را نشان دهد».
خاتمی در ادامه با انتقاد از رواج بی اخلاقیها در کشور اظهارداشت: «امروز در جامعه ما برخی رقبای خود را به
دروغ و تهمت میخواهند کنار بزنند. برخی که امیدوارم این کارهایشان از سر اشتباه باشد؛ مروج بداخلاقی به نام فضیلت وارزشها میشوند».
وی با تاکید براینکه «عدالت یکی از برجستهترین ارزشهای انقلابی است»، تصریح کرد: «با این حال ببینید که تحت عنوان عدالت چه چیزی حاصل شده است؟ آیا امروز حیثیت و قوت و قدرت ما در جهان بیشتر شده است یا کمتر؟ آیا آنها که مدعی ارزشها هستند امروز رفتارهایشان در جهت برخورداری بیشترایران است یا اینکه فقر و فساد زیادتر شده است»؟
وی افزود: «مصرف بیرویه امکانات کار بسیار بدی است اما مصرف بی رویه ارزشها کار بدتری است».
خاتمی در ادامه گفت: «شما میتوانید میان درآمدهای نفتی دولتها در دوران سازندگی و اصلاحات با این دوران چهارساله و در مقابل کارهای اساسی انجام گرفته دراین سه دوره را مقایسه کنید و ببینید امکانات در آن دو دوره واین دوره چگونه مصرف شده و وضع کشور و مردم چگونه بود».
رئیس بنیاد باران تصریح کرد: «امروز عسلویه نسبت به قدیم چه وضعی پیدا کرده است؟ این در حالی است که هم اکنون با آن درآمدهای افسانهگونه میبایست چند عسلویه میداشتیم نه این که آن عسلویه هم بهاین وضع درآید».
رییس جمهور سابق کشورمان در مورد ارزش ها گفت: «اولا گاه ارزشهای اساسی زیر پا گذاشته میشود و بیشتر بر جنبههای فرعی تاکید میشود آن هم به صورت ظاهرسازی نه واقعی»!
وی تصریح کرد: «دروغ و تهمت در جامعه ما گاهی به یک ارزش و به ابزاری برای بیرون کردن دلسوزان مردم و نظام تبدیل میشود».
سید محمد خاتمی سپس به گذشت سی سال از عمر انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: «ما باید نظام و جامعه خود را الگو کنیم تا جایی که تحسین همگان را برانگیزد».
وی با اشاره به ایثارگریها فراوانی که اقشار مختلف مردم
در طول دوران هشت سال دفاع مقدس از خود نشان دادند، اظهار داشت: «امروز نیروهایی در دنیا هستند که میخواهند با ملت ایران مبارزه کنند و برخی در داخل به آنها بهانه میدهند».
سید محمد خاتمی با انتقاد از تخریب موسوی توسط برخی جریانات گفت: «برخی از اموال بیتالمال علیه موسوی استفاده میکنند و با تشکیلات ملی و فراملی به صورت ظالمانه علیه موسوی و دیگر کسانی که آنان را رقیب میدانند تبلیغ میکنند آیا این همان آزادی است که در انقلاب وعده آن را میدادیم»؟
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: «آیا همه برخوردها با دانشجویان با معیارهای حق و عدالت است که مدعی آن هستیم؟ با برخی افراد به خاطر اظهار نظرشان برخورد می شود آیا با کسی که بر توسعه همه جانبه و حفظ حیثیت مردم ایران تاکید دارد باید برخورد کرد؟ یا کسانی که ارزشها تنها لقلقه زبانشان است اما در تامین رضایت مردم ناموفق هستند»؟
خاتمی با بیاناینکه «من قصد جفا کردن و یا نادیده گرفتن خدمتهای کسی را ندارم» گفت: «اما نباید کسی را به صرف داشتن حسن نیت در کاری گمارد؛ تدبیر، درک شرایط و قدرت مدیریت درست نیز باید در آن فرد وجود داشته باشد وقتی لطمهای به جامعه میخورد خسارت های وارده هیچ فرقی ندارد که با حسن نیت باشد یا با سوء نیت خسارت زننده».
رئیس جمهور سابق کشورمان درباره مهندس میرحسین موسوی نیز اظهار داشت: «موسوی از شایستهترین انسانهایی است که من میشناسم او علاوه بر سابقه مدیریت و خدماتش یک فرد اخلاقی است و کسی است که هیچ گاه نمیخواهد حتی به دشمنانش توهین شود».
وی درباره علت کنار رفتن خود از عرصه رقابت گفت: «در جامعه ما این حسن نیت نسبت به من هم وجود دارد که اخلاقی هستم حال درست نبود دو فردی که ذهنیت اخلاقی بودن در جامعه نسبت به آنها وجود دارد باهم برای رسیدن به یک پست رقابت کنند؛این کار خیانت به ذهنیت جامعه بود».
خاتمی یادآور شد: «باید همه تلاش کنیم واین را به جامعه بگوییم که اگر به صحنه نیایند و در انتخابات فعال نشوند نتیجه انتخابات و
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: «مردم اگر خواهان تغییر هستند باید با شرکت در انتخابات این خواسته خود را پیش ببرند. البته هر چند نگرانیها و موانعی هست مثل نگرانی از یک دست بودن عوامل اجرایی و نظارت انتخابات».
وی با تاکید براینکه «حضور مردم همهاین موانع را از سر راه بر می دارد»، اظهار داشت: «اما با قاطعیت میگویم و مثل روز برایم روشن است اگر مردم به صحنه بیایند و مشارکت بالای هفتاد درصد داشته باشیم؛ حتی تعدد کاندیداها هم مشکلی در کسب نتیجه مطلوب نخواهد داشت».
خاتمی هشدار داد: «اما اگر مشارکت پایین باشد و خدای ناکرده همچنان با تعدد کاندیدا مواجه باشیم آن وقت ممکن است موفق نشویم. مبادا طوری رفتار کنیم که بعد از انتخابات افسوس بخوریم و بگوییم که کاش هم مردم و هم نامزدها گونهای دیگر عمل کرده بودند».
وی از ناعادلانه بودن امکانات تبلیغی برای کاندیداها گفت: «من در جای دیگری هم گفته ام برخی کاندیداها نیاز به ستاد ندارند چون تمام کشور به ستاد آنها تبدیل شده است اما کروبی و موسوی هستند که نیاز به ستاد و معرفی خود دارند».
خاتمی بر تلاش همه برای شناساندن موسوی به جامعه تاکید کرد و گفت: «شیب توجه به مهندس موسوی در حال افزایش است اما همه باید تلاش کنیم که موسوی را بشناسانیم و دراین زمینه خود ایشان نقش اول را دارند که البته تا کنون این کار به خوبی انجام دادهاند».
وی تصریح کرد: «باید در جامعهاین را به مردم یادآوری کنیم که فرصتهای تغییر همیشه دردسترس نیست و آنجا که این فرصت به دست میآید باید آن را غنیمت شمرد».
خاتمی درباره آنچه سکوت بیست ساله مهندس موسوی می گویند گفت: «ایشان هیچ گاه از عرصه سیاسی کنار نکشیده اند و در جریان امور بوده اند هر چند که تظاهر نمی کرده اند چرا که اهل ریا و بروز دادن خود نیستند.
